تبليغاتX
ماجراهای گوفی و دوستان
یکشنبه پنجم اسفند 1386
تف به هر چه آدم نمك نشناس و عوضيه
نوشته شده توسط رامین در 10:6 | | لینک به این مطلب
جمعه دوازدهم بهمن 1386

There is sometimes that all your intelligence shouts something, but you change your belief, for who you don't want to have distrust on and believe they don’t tell the truth, for the moments they helped you, and you even forget sometimes they tripped you, to respect the holiest word…Friendship!

گاهی اوقات تمام شعورت چيزي را فرياد مي زنه، اما باورت رو تغيير ميدي ، به خاطر كساني كه نمي خواهي بهشون بي اعتماد باشي و باور كني راست نميگن ، به خاطر زمان هايي كه دستتو گرفتن، و حتي فراموش مي كني اون گاه و بيگاهي كه بهت پشت پا زدن، به احترام مقدس ترين واژه....دوستي


نوشته شده توسط رامین در 13:48 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سی ام مهر 1386
تعجب نکنید این مطلب بدست توانای خود گوفی نوشته شده
تعجب نکنید این مطلب بدست توانای خود گوفی نوشته شده.

در اینجا میخواهم از زحمات بی شائبه بچه شیر برای ایجاد وبلاگ و ثبت مطالب کمال تشکر را بنمایم چرا که این کار جهشی بزرگ برای معروف شدن وبلاگ گروه به حساب میاید..............

امیدوارم که تمام دوستان در راه رسیدن به هدف غایی خود وگروه که هماناقبولی در ازمون ورودی کارشناسی ارشد وانسجام گروه است .....

موفق باشند.

من الله توقیق برای گروه.

نوشته شده توسط رامین در 9:35 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پانزدهم مهر 1386
پیام لک به مناسبت آغاز سال تحصیلی
پیام لک به مناسبت آغاز سال تحصیلی

 

و اینک مسلح به مدادهایی ساخته شده از جنس بلوط با همتی مانند کوه دمبه از فنس عبور میکنیم

وشاخ غول جهل ونادانی را با سنگهای ارشد می شکنیم...................

 

ناگفته نماند که لک وبچه شیر امسال را طوفانی آغاز کردند و برای ارشد مطالعه مینمایند...........

 

گوفی طی استقبال با شکوهی به اصفهان بازگشت..........

لک نسبت به سال قبل خیلی تفاوت کرده........ همه میگن آدم شده ولی گوفی هنوز اعتقاد نداره...البته

توقع گوفی هم زیاده.....

 

راستی گوفی داره برج میسازه...این خبر به شدت تموچ رو ناراحت کرده...........

 

نوشته شده توسط رامین در 16:2 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و ششم مرداد 1386
ماموریت مهم
گوفی بچه شیر را مامور کرده
ادامه مطلب
نوشته شده توسط رامین در 19:49 | | لینک به این مطلب
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
سخنان زيبايي از گوفي

سخنان زيبايي از گوفي

 

از گوفي پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم:

 

خيلي نامردي چون جوهر خودكارت يه روز تموم مي شه !! لبخند زد و گفت:

 

خودكار من اصلا جوهر نداره.........

 

واقعا چه زيبا بيان كرد....

 

 

گوفي ميگويد :"تفاوت قلب دختران و پسران در اين است كه قلب پسرها مثل  پاركينگي است كه هيچ

 

وقت تابلوي تكميل ظرفيت بر در آن ديده نمي شود   اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت

 

 ماند ن يك هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي"........

 

 

روزي گوفي و لك با هم خلوت كرده بودند. كه ناگهان گوفي به لك گفت: اگر كليد قلبي را نداري قفلش

 

نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري كه بسته شد

 

ديگه بازش نكنيد قلبي كه شكسته شد ديگه نازش نكني......ميدوني.......!                                

 

 

 

 

يك نفر از همكلاسهاي گوفي ميخواست ازدواج بكند. پيش گوفي آمد گفت: قبل از ازدواج مرا بكن

 

نصيحتي.....گوفي اين داستان را براي او گفت: "روزي پسري از پدرش پرسيد با با الاغها هم ازدواج

 

ميكنند...؟ پدر گفت: اتفاقا فقط الاغها ازدواج ميكنند".

 

آن همكلاسي برفت وديگر پيدايش نشد...........!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رامین در 18:41 | | لینک به این مطلب
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
اسی

مدتي بود خبري از اسي نداشتيم. طي تماسي كه با او داشتيم مطلع شديم وي سرگرم تاليف كتاب

 

"گوفي چرا گوفي شد؟" ميباشد.اسي فارتر خاطر نشان كرد كه چه بسيارند كساني كه آرزو دارند

 

دوست گوفي بشوند ، ولي گوفي به آنها محل سگ هم نميدهد. پس ما نبايد هيچگاه جايگاه خود را

 

فراموش كنيم و گرنه ممكن است به سرنوشت قناري و گيزال دچار بشويم.او موقعيت ميكي(ميكروب)

 

را خطرناك توصيف كرد و گفت او نبايد گذشته ي خود و خدماتي كه گوفي به وي كرد را فراموش كند.اگر

 

گوفي نبود  ممكن بود ديگر اثري از ميكي وجود نداشته باشد و در آن شب سرد زمستان با صابون

 

كشته شود. اگر ميكي به خود نيايد چه بسا او هم طرد شود.

 

به راستي كه حق با اسيه........

نوشته شده توسط رامین در 18:37 | | لینک به این مطلب
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
سوال تستي

گوفي يك سوال تستي  را مطرح كرده و از همه ي كساني كه از وبلاگ ديدن

 

 ميكنند خواهش كرده به اين سوال جواب دهند.ضمنا جنس خودتان را ذكر كنيد چون جواب جنس هاي

 

مختلف با هم فرق ميكند. قرار است به قيد قرعه به پنج نفر سكه بدهد.خودتان

 

ميدونيد كه گوفي الكي حرف نميزند وقتي گفت ميدم يعني ميدم.

 

 

1.ويژگيهاي دختر خوب چيست؟

 

الف)شماره بگيرد ولي زنگ نزند.

                                                                                        

ب)شماره نگيرد ولي زنگ بزند .           

 

ج)شماره بگيرد و زنگ بزند.

 

د)شماره نگيرد و زنگ نزند.

نوشته شده توسط رامین در 18:36 | | لینک به این مطلب
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
داستان گوفي و دوستان تركونده

شنيده ها حاكيست كه داستان گوفي و دوستان تركونده و حتي شبها مادران منتظر مي

 

مانند تا داستان جديدي از گوفي روي وبلاگ بياييد و براي بچه هايشان تعريف كنند...

 

به علت استقبال گسترده ي هواداران از عكس بچه شير ما به همه مژده ميدهيم كه

 

به زودی عكسهاي گوفي ودوستانش را منتشر ميكنيم.

 

 

نوشته شده توسط رامین در 18:20 | | لینک به این مطلب
شنبه سیزدهم مرداد 1386
روز تولد بچه شير

15مرداد روز تولد بچه شير است.به همين مناسبت گوفي پيام تبريك ويژه اي را براي وي ارسال كرد و

 

خواستار برگزاري جشن مفصلي در حد واندازه ي بچه شير شد.متن پيام گوفي به اين شرح است:

 

 

دوست ومشاور گرامي بچه شير

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست

داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.

تولدت مبارك.

 

 

 

 

بچه شير پيام هاي دعوت جداگانه اي براي دوستان ارسال كرد.وي تالاري را در بهبهان براي جشن اجاره كرده است.

 

بچه شير در آستانه ي 24 سالگي....

.او هم اكنون تعطيلات تابستاني را در ديارش ميگذراند.

 

نوشته شده توسط رامین در 19:5 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
يك خبر خوب براي گوفي ودوستان
يك خبر خوب براي گوفي ودوستان هم اكنون شما با تايپ كلمه ي گوفي در گوگل اولين سايتي كه مشاهده ميكنيد اين سايت است وهمچنين در فهرست طنز وسرگرمي بلاگفا سومين وبلاگ وبلاگ گوفي ودوستان مي باشد.اين موفقيت عظيم را به پيشگاه گوفي وكليه دوستان تبريك ميگوييم. عليرضاي عزيز از اين كه نظر دادي متشكريم.

 روابط عمومي امور ارتباطات گوفي

نوشته شده توسط رامین در 19:7 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
اموال ودارايي هاي گوفي
ناگفته نماند كه گوفي اموال ودارايي هاي زيادي دارد.طوري كه تموچين ميگفت او زمينهاي زيادي دارد وهم اكنون در حال تفكيك آنهاست.گوفي مشاور قابل اعتمادي را براي امور اقتصاديش انتخاب نكرده.اين يكي از انتقادهايي است كه به گوفي وارد است.البته خود گوفي ميگويد با شرايط وامكانات امروز بهتر از تموچ پيدا نميشه!!جالب است بدانيد كه گوفي موبايل ندارد.او معتقد است موبايل به غير از خرج اضافي ديگر ارزشي ندارد.در واقع موبايل به لعنت خدا هم نمي ارزد.گوفي اهل حساب كردن نيست او ميگويد يك نفر حساب كند بعدا تقسيم ميكنيم.ولي هيچگاه بعدا او فرا نميرسد...!!! سوالي كه از شما داريم اين است كه با توجه به خصوصيات گوفي چه انتقادهاي ديگري از گوفي داريد؟ جواب بدهيد جايزه بگيريد.
نوشته شده توسط رامین در 18:59 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
تصادف لك حروم
امروز بچه شير را ديدم كه سراسيمه بالا پايين ميرفت.از او علت را پرسيدم.گفت:خبر تصادف لك حروم از منابع مختلف تاييد شده و حالا نميدونم اونو چطوري به گوفي بگم.چون احتمال دارد گوفي پس بيافتد.لك هفته ي پيش در تصادف با يك تريلي به شدت از ناحيه سر ضربه خورد كه پس از چند روزكه در حالت كما به سر ميبرد،به هوش آمد ولي پزشكان لك اشتباها پاي او را كه سالم بود به جاي دستش عمل كردند ،كه موجب واكنشهاي متعددي ازسوي جوامع بين الملل شد و حتي خبرنگار شبكه فاكس نيوز در مصاحبه اي اختصاصي با لك جزييات حادثه را پرسيد. خلاصه لك در اين هفته سوژه ي خبري شبكه هاي خارجي شده بود، ولي در ايران هيچ اشاره اي به آن نشده است.تموچين كه با لك كل كل داره از اين خبر به شدت خوشحال شده است وموجي از شادي را در تبريز برپا داشته.اما روز بعد بچه شير را با يالهايي آشفته ديدم كه خبر از درگيري او با گوفي داشت. گوفي از اين كه آخرين كسي بود كه از اين ماجرا اطلاع يافته دلش شكست.او ازلو رفتن چهره ي لك در شبكه هاي خارجي ابراز نگراني كرده و گفته بعد از درگيري گيزال با بچه شير وكتو اين يكي از تلخ ترين حوادث زندگي اش بوده او تماسي با لك داشته و به جاي حرف زدن فقط ميگريست و گفت حساب تموچ را خواهد رسيد.
نوشته شده توسط رامین در 18:50 | | لینک به این مطلب
سه شنبه نهم مرداد 1386
طبع شعري گوفي

گوفي طبع شعري نيز دارد.يادم مياد در سال 1381 كه همراه با گوفي به عجب شير مسافرت كرديم براي ديدار با تموچ كه در تبعيد به سر مي برد گوفي اين شعر را در وصف حال تموچ سرود كه تموچ به شدت تحت تاثير قرار گرفت و گريست.

شب و نازي من و تب من : همه چي از ياد آدم مي ره مگه يادش كه هميشه يادشه يادمه قبل از سوال كبوتر با پاي من راه مي رفت جيرجيرك با گلوي من مي خوند شاپرك با پر من پر مي زد سنگ با نگاه من برفو تماشا مي كرد سبز بودم درشب رويش گلبرگ پياز هاله بودم در صبح گرد چتر گل ياس گيج مي رفت سرم در تكاپوي سر گيج عقاب نور بودم در روز سايه بودم در شب بيكرانه است دريا كوچيكه قايق من هاي ... آهاي تو كجايي نازي عشق بي عاشق من سردمه مثل يك قايق يخ كرده روي درياچه يخ يخ كردم عين آغاز زمين نازي : زمين ؟ يك كسي اسممو گفت تو منو صدا كردي يا جيرجيرك آواز مي خوند من : جيرجيرك آواز مي خوند نازي : تشنته ؟ آب مي خواي ؟ من : كاشكي تشنه م بود نازي : گشنته ؟ نون مي خواي ؟ من : كاشكي گشنه م بود نازي : په چته دندونت درد مي كنه ؟ من : سردمه نازي : خب برو زير لحاف من : صد لحاف هم كمه نازي : آتيشو الو كنم ؟ من : مي دوني چيه نازي ؟ تو سينه م قلبم داره يخ مي زنه اون وقتش توي سرم كوره روشن كردند سردمه مثل آغاز حيات گل يخ نازي : چكنم ؟ ها چه كنم ؟ من : ما چرامي بينيم ما چرا مي فهميم ما چرا مي پرسيم نازي : مگس هم مي بينه گاو هم ميبينه من : مي بينه كه چي بشه ؟ نازي : كه مگس به جاي قند نشينه رو منقار شونه به سر گاو به جاي گوساله اش كره خر را ليس نزنه بز بتونه از دور بزغالشو بشناسه خيلي هم خوبه كه ما ميبينيم ورنه خوب كفشامون لنگه به لنگه مي شد اگه ما نمي ديديم از كجا مي فهميديم كه سفيد يعني چه ؟ كه سياه يعني چي؟ سرمون تاق مي خورد به در ؟ پامون مي گرفت به سنگ از كجا مي دونستيم بوته اي كه زير پامون له مي شه كلم يا گل سرخ ؟ هندسه تو زندگي كندوي زنبور چشم آدمه من : درك زيبايي دركي زيباست سبزي سرو فقط يك سين از الباي نهاد بشري خرمت رنگ گل از رگ گلي گم گشته است عطر گل خاطره عطر كسي است كه نمي دانيم كيست مي آيد يا رفته است ؟ چشم با ديدن رودونه جاري نمي شه بازي زلف دل و دست نسيم افسونه نمي گنجه كهكشون در چمدون حيرت آدمي حسرت سرگردونه ناظر هلهله باد و علف هيجاني ست بشر در تلاش روشن باله ماهي با آب بال پرنده با باد برگ درخت با باران پيچش نور در آتش آدمي صندلي سالن مرگ خودشه چشمهاشو مي بخشه تا بفهمه كه دريا آبي است دلشو مي بخشه تا نگاه ساده آهو را درك بكنه سردمه مثل پايان زمين نازي نازي : نازي مرد من : تا كجا من اومدم چطوري برگردم ؟ چه درازه سايه ام چه كبود پاهام من كجا خوابم برد ؟ يه چيزي دستم بود كجا از دستم رفت ؟ من مي خواهم برگردم به كودكي قول مي دهم كه از خونه پامو بيرون نذارم سايه مو دنبال نكنم تلخ تلخم مثل يك خارك سبز سردمه و مي دونم هيچ زماني ديگه خرما نمي شم چه غريبم روي اين خوشه سرخ من مي خوام برگردم به كودكي نازي : نمي شه كفش برگشت برامون كوچيكه من : پابرهنه نمي شه برگردم ؟ نازي : پل برگشت توان وزن ما را نداره برگشتن ممكن نيست من : براي گذشتن از ناممكن كيو بايد ببينيم نازي : رويا را من : رويا را كجا زيارت بكنم ؟ نازي ك در عالم خواب من : خواب به چشمام نمي آد نازي : بشمار تا سي بشمار ... يك و دو من : يك و دو نازي : سه و چهار . . .

نوشته شده توسط رامین در 19:19 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم مرداد 1386
شعر لك

لك شعري را سروده وادعا ميكند كه در وصف گوفيه.اين شعر لك است وواقعا هم زيباست.

گفتگوي من و گوفي زير چتر

گوفي : بيا زير چتر من كه بارون خيست نكنه. مي گم كه خيلي قشنگه كه بشر تونسته آتيشو كشف بكنه و قشنگتر اينه كه يادگرفته گوجه را تو تابه ها سرخ كنه و بعد بخوره راسي راسي ؟ يه روزي اگه گوجه هيچ كجا پيدانشه اون وقت بشر چكار كنه؟

من : هيچي گوفي دانشمندا تز مي دن تا تابه ها را بخوريم وقتي آهنا همه تموم بشه اون وقت بشر لباسارو مي كنه و با هلهله از روي آتيش مي پره

گوفي : دوربين لوبيتل مو اگه با هم بخوريم هلهله هاي من وتو چطوري ثبت مي شه؟

من : عشق من آب ها لنز مورب دارند آدمو واروونه ثبتش مي كنند عكسمون تو آب بركه تا قيامت مي مونه

گوفي : رنگي يا سياه سفيد ؟

من : من سياه و تو سفيد

گوفي : آتيش چي ؟ تو آبا خاموش نمي شن آتيشا

من : نمي دونم والله چتر رو بدش به من

گوفي : اون كسي كه چتر رو ساخت عاشق بود

من : نه عزيز دل من آدم بود.

نوشته شده توسط رامین در 19:25 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم مرداد 1386
پيامك هايي مشكوك

امروز پيامك هايي مشكوك از سوي قناري بين دوستان گوفي منتشر شد مبني بر اينكه لك تصادف كرده ودستش قطع شده.گوفي به سرعت بچه شير را مسئول پيگيري صحت اين خبر كرد.هم اكنون بچه شير مشغول سرچ در اينترنت ميباشد.گوفي به شدت نگران شده وگفته قناري ديگه كلاغ هم نيست...!!

نوشته شده توسط رامین در 19:24 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم مرداد 1386
تلاشهاي گوفي

در ايام تعطيلات گوفي با همه ي دوستان در تماس بود.وي حتي با قناري نيزدر تماس بود.حتي بچه شير نيز از موضوع اين تماسها اظهار بي اطلاعي كرد.لك ميگفت موضوع بحثشان در موردنرخ تورم است...!!!! كسي چه داند....شايد اين هم ادامه ي تلاشهاي گوفي براي اجرايي كردن پيمان نامه باشد.

گوفي از سهميه بندي بنزين خوشحال شد و آن را به نفع اقتصاد كشور دانست.ازسوي ديگر به خاطر اينكه اسي ديگر نميتواند206 بخرد ناراحت شد.البته گوفي قصددارد تذكري شديد به رييس جمهور در مورد گراني هاي اخير بدهد.

نوشته شده توسط رامین در 19:22 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم مرداد 1386
ديرزماني است كه ازگوفي خبري نيست

سلام.

ديرزماني است كه ازگوفي خبري نيست.آري اتفاقات زيادي براي گوفي ودوستانش افتاده است.

از جمله آنهااخراج گيزال ازدوستان گوفي بود كه به جرات ميتوان گفت يكي از شجاعانه ترين تصميمات گوفي در يك دهه ي اخير بوده است.علت اخراجش درگيري وي با بچه شيروكتو در كمتر از يك هفته بود!خود گوفي در مورد او گفت:"گيزال دل من را به درد آورده است."اما گوفي جايگزيني نيز براي او در نظر گرفت وآن قاسم چار چشم است.چارچشم از دوستان دوره كارداني گوفي است.وآنقدر مورد قبول گوفي است كه او را به عنوان يكي از هم اتاقي هايش برگزيده است.اما دكتر نيز به علت غرق شدن در مسايل روزمره تقاضاي انصراف داد كه گوفي به سرعت مهندس غ را جايگزينش كرد.مهندس غ قرار است عهده دار مشاوره ي گوفي در مسايل فناوري شود.

از ديگر اتفاقات ميتوان به سقوط بچه شير از پل فلزي اشاره كرد.علت اين حادثه نامعلوم است.خود بچه شبر چيززيادي در اين مورد نمي گويد.كتو ميگويد جريان مشكوك است.

گوفي- لك وبچه شير در آخرين روز كلاسهايشان به سينمارفتند وبچه شير كليپ سبب را ساخت.وي تبحر خاصي درساختن كليپ دارد.ودر مورد او همان بس كه گوفي گفت بچه شير از ستاره هاي آينده صنعت كليپ است.لك همانجا پيمان بست كه شاگرداول كلاس شود....بعد از آن بود كه گوفي ودوستان سرگرم مطالعه شدند ولي با تلاش گوفي همچنان جلسات شبانه ي گوفي با لك اسي وبچه شيربرگزار ميشد.بيشترموضوعات بحثشان برنامه ريزي براي سال آينده وبررسي مسايل ومشكلات دوستان بود.امتحانات يكي پس از ديگري گذشت ولك بانمره ي 75 /12كه در اولين امتحان آورد موجبات خشم گوفي را فراهم كرد.در جلسه ي مخفيانه اي كه گوفي اسي وبچه شيرداشتند پيمان بستند تا لك را آدم نكنند آرام ننشينند.بعدها اين پيمان به نام پيمان فارت اول درآمد.بعد از امتحان تيچينگ گوفي بادوستانش مهمان تموچين در بهارستان بودند.تموچ مشاور اقتصادي گوفيه.ولي هميشه پس اندازها ومسايل مالي گوفي را لو ميده.خيلي بچه لارجيه.برا همين هراز گاهي پارتي راه مي اندازد.اين هم گودباي پارتي ترم دوم بود.جالب اينجاست تموچ اصلا اهل چاخان نيست.اصلا به دخترا محل نميده.هميشه دخترا ميان پيشش وبه مناسبتهاي مختلف از او معذرت خواهي ميكنند!!!هيچگاه زيرآب كسي را نزده.واصلا اهل دسمال كشي نيست.انصافا در آنروز سنگ تمام گذاشت.هر چند كه گوفي هرچه خورد بالا آورد!!

موسي از ديگر دوستان گوفي است كه كمتر در مورد او سخن به ميان آمده.موسي گوفي رادر امور مستربیشن ياري ميكند.موسي يكي از قربانيان جلق است.....!!!

اما اسي يار وفادار گوفي است.اسي مشاور امور دخاني است.گوفي ميگويد اسي دست چپ من است.اسي مسايل مهم امنيتي را با گوفي در ميان ميگذارد.

گوفي همه ي دوستانش را به ادامه تحصيل سفارش كرد وگفت هيچگاه از اين مهم غافل نشويد.حتي از همه ي دوستان خواست رشته ي آينده شان راتعيين كنند.......واقعا گوفي انسان شريفي است.

گوفي در آخرين روزهاي سال توطئه ي تموچ براي بركناري يكي از اساتيد زحمتكش و پيرش را خنثي كرد.تموچ باز از طرف دخترها تحريك به اين كار شد.خودش گفت كه من اغفال شدم!!گوفي به تموچ گفت:عزيزم تو به جاي اين كار بايد از زحمات استادت تقدير كني.حتي لك نيز از اين عمل تموچ ناراحت شد....حتي لك!!.

اما سرانجام روز وداع فرارسيد و گوفي در ميان بدرقه ي باشكوه دوستان در روز دوشنبه 4 تيرماه اصفهان را به مقصد ديارش ترك كرد.گوفي هنگام خداحافظي به دوستان سفارش كرد لك را به خوبي بدرقه كنيد.بعضي ها معتقد بودند كه لك به گوفي رشوه داده ولي بچه شير گفت:اين در راستاي پيمان فارت است وگامي در جهت آدم شدن لك.وحقيقتا دوستان براي لك سنگ تمام گذاشتند وهمه براي بدرقه اش رفتند حتي موسي....خود لك اعتراف كرد كه براي اولين بار احساس كردم آدم هستم...!!

روز بعد اسي- ميكروب- مهندس غ- لهب- بچه شيروموسي نيز به سوي ديارشان رفتند.

نوشته شده توسط رامین در 19:21 | | لینک به این مطلب
شنبه نهم تیر 1386
سلام
بعذ از يك ماه ذوباره سايت را باز ميكنيم. ذر اين مدت گوفي وذوستان سرگرم امتحانات بودند.اتفاقات زيادي افتاد منتظر بمانيد.
نوشته شده توسط رامین در 19:49 | | لینک به این مطلب
شنبه دوازدهم خرداد 1386
اما دیگر دوستان گوفی
اما دیگر دوستان گوفی

چارمغز: علاقه ی خاصی به حیوانات دارد.یکبار ساعت ۴نیمه شب هنگامی که برف میبارید گفت نگااااااااااااا کلااااااغه چطور برف میخوره.گوفی اورا مورد شماتت قرار داد.ولی  از دستور او سرپیچی کرد انگا گوفی به کمک اسی او را به شدت مورد تنبیه قرار داد.

نوشته شده توسط رامین در 10:54 | | لینک به این مطلب
جمعه یازدهم خرداد 1386
مختصري در مورد دوستان گوفي

                                    مختصري در مورد دوستان گوفي

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رامین در 22:43 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نهم خرداد 1386
شروع ميكنيم
سلام.امروزچهار شنبه ۹ خرداد شروع ميكنيم اغاز به كار گوفي و دوستان.

گوفي داراي دوستان زيادي ميباشد او قابليت تبديل شدن به سگ،مار ،‌نسناس را دارا مي باشد.

اما دوستان گوفي:

۱.بچه شير

۲.لك حروم

۳.گيزال

۴.ميكروب

۵.كتو

۶.چارمغز

۷.تموچين

۸.دكتر عاشق

۹.لهب

۱۰.موسي

۱۱.اسي..... به علت مسايل امنيتي اسم اسي فاش نميشود

نوشته شده توسط رامین در 12:30 | | لینک به این مطلب