تبليغاتX
ماجراهای گوفی و دوستان - سخنان زيبايي از گوفي
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
سخنان زيبايي از گوفي

سخنان زيبايي از گوفي

 

از گوفي پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم:

 

خيلي نامردي چون جوهر خودكارت يه روز تموم مي شه !! لبخند زد و گفت:

 

خودكار من اصلا جوهر نداره.........

 

واقعا چه زيبا بيان كرد....

 

 

گوفي ميگويد :"تفاوت قلب دختران و پسران در اين است كه قلب پسرها مثل  پاركينگي است كه هيچ

 

وقت تابلوي تكميل ظرفيت بر در آن ديده نمي شود   اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت

 

 ماند ن يك هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي"........

 

 

روزي گوفي و لك با هم خلوت كرده بودند. كه ناگهان گوفي به لك گفت: اگر كليد قلبي را نداري قفلش

 

نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري كه بسته شد

 

ديگه بازش نكنيد قلبي كه شكسته شد ديگه نازش نكني......ميدوني.......!                                

 

 

 

 

يك نفر از همكلاسهاي گوفي ميخواست ازدواج بكند. پيش گوفي آمد گفت: قبل از ازدواج مرا بكن

 

نصيحتي.....گوفي اين داستان را براي او گفت: "روزي پسري از پدرش پرسيد با با الاغها هم ازدواج

 

ميكنند...؟ پدر گفت: اتفاقا فقط الاغها ازدواج ميكنند".

 

آن همكلاسي برفت وديگر پيدايش نشد...........!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رامین در 18:41 | | لینک به این مطلب