سلام.
ديرزماني است كه ازگوفي خبري نيست.آري اتفاقات زيادي براي گوفي ودوستانش افتاده است.
از جمله آنهااخراج گيزال ازدوستان گوفي بود كه به جرات ميتوان گفت يكي از شجاعانه ترين تصميمات گوفي در يك دهه ي اخير بوده است.علت اخراجش درگيري وي با بچه شيروكتو در كمتر از يك هفته بود!خود گوفي در مورد او گفت:"گيزال دل من را به درد آورده است."اما گوفي جايگزيني نيز براي او در نظر گرفت وآن قاسم چار چشم است.چارچشم از دوستان دوره كارداني گوفي است.وآنقدر مورد قبول گوفي است كه او را به عنوان يكي از هم اتاقي هايش برگزيده است.اما دكتر نيز به علت غرق شدن در مسايل روزمره تقاضاي انصراف داد كه گوفي به سرعت مهندس غ را جايگزينش كرد.مهندس غ قرار است عهده دار مشاوره ي گوفي در مسايل فناوري شود.
از ديگر اتفاقات ميتوان به سقوط بچه شير از پل فلزي اشاره كرد.علت اين حادثه نامعلوم است.خود بچه شبر چيززيادي در اين مورد نمي گويد.كتو ميگويد جريان مشكوك است.
گوفي- لك وبچه شير در آخرين روز كلاسهايشان به سينمارفتند وبچه شير كليپ سبب را ساخت.وي تبحر خاصي درساختن كليپ دارد.ودر مورد او همان بس كه گوفي گفت بچه شير از ستاره هاي آينده صنعت كليپ است.لك همانجا پيمان بست كه شاگرداول كلاس شود....بعد از آن بود كه گوفي ودوستان سرگرم مطالعه شدند ولي با تلاش گوفي همچنان جلسات شبانه ي گوفي با لك اسي وبچه شيربرگزار ميشد.بيشترموضوعات بحثشان برنامه ريزي براي سال آينده وبررسي مسايل ومشكلات دوستان بود.امتحانات يكي پس از ديگري گذشت ولك بانمره ي 75 /12كه در اولين امتحان آورد موجبات خشم گوفي را فراهم كرد.در جلسه ي مخفيانه اي كه گوفي اسي وبچه شيرداشتند پيمان بستند تا لك را آدم نكنند آرام ننشينند.بعدها اين پيمان به نام پيمان فارت اول درآمد.بعد از امتحان تيچينگ گوفي بادوستانش مهمان تموچين در بهارستان بودند.تموچ مشاور اقتصادي گوفيه.ولي هميشه پس اندازها ومسايل مالي گوفي را لو ميده.خيلي بچه لارجيه.برا همين هراز گاهي پارتي راه مي اندازد.اين هم گودباي پارتي ترم دوم بود.جالب اينجاست تموچ اصلا اهل چاخان نيست.اصلا به دخترا محل نميده.هميشه دخترا ميان پيشش وبه مناسبتهاي مختلف از او معذرت خواهي ميكنند!!!هيچگاه زيرآب كسي را نزده.واصلا اهل دسمال كشي نيست.انصافا در آنروز سنگ تمام گذاشت.هر چند كه گوفي هرچه خورد بالا آورد!!
موسي از ديگر دوستان گوفي است كه كمتر در مورد او سخن به ميان آمده.موسي گوفي رادر امور مستربیشن ياري ميكند.موسي يكي از قربانيان جلق است.....!!!
اما اسي يار وفادار گوفي است.اسي مشاور امور دخاني است.گوفي ميگويد اسي دست چپ من است.اسي مسايل مهم امنيتي را با گوفي در ميان ميگذارد.
گوفي همه ي دوستانش را به ادامه تحصيل سفارش كرد وگفت هيچگاه از اين مهم غافل نشويد.حتي از همه ي دوستان خواست رشته ي آينده شان راتعيين كنند.......واقعا گوفي انسان شريفي است.
گوفي در آخرين روزهاي سال توطئه ي تموچ براي بركناري يكي از اساتيد زحمتكش و پيرش را خنثي كرد.تموچ باز از طرف دخترها تحريك به اين كار شد.خودش گفت كه من اغفال شدم!!گوفي به تموچ گفت:عزيزم تو به جاي اين كار بايد از زحمات استادت تقدير كني.حتي لك نيز از اين عمل تموچ ناراحت شد....حتي لك!!.
اما سرانجام روز وداع فرارسيد و گوفي در ميان بدرقه ي باشكوه دوستان در روز دوشنبه 4 تيرماه اصفهان را به مقصد ديارش ترك كرد.گوفي هنگام خداحافظي به دوستان سفارش كرد لك را به خوبي بدرقه كنيد.بعضي ها معتقد بودند كه لك به گوفي رشوه داده ولي بچه شير گفت:اين در راستاي پيمان فارت است وگامي در جهت آدم شدن لك.وحقيقتا دوستان براي لك سنگ تمام گذاشتند وهمه براي بدرقه اش رفتند حتي موسي....خود لك اعتراف كرد كه براي اولين بار احساس كردم آدم هستم...!!
روز بعد اسي- ميكروب- مهندس غ- لهب- بچه شيروموسي نيز به سوي ديارشان رفتند.

